تبليغاتX
سی-میل - نامه سي و چهار : مرگ بر ...
از اين همه "مرگ بر" خسته شده ام.

كاش كسي كاري كند. كاش شعاري پر از دعوت به مهر داده شود. دشمني كه بر او مرگ بفرستيم، دشمن زبوني است. دشمني مي خواهم كه به او بگويم " دست زشت ظلمت را بشور و بيا با هم سر سفره محبت و برابري نان و پنير و سبزي بخوريم، سفيد و سبز و با طعم نان. آخر با آن دست كثيف خداي نكرده مريض مي شوي و مرگ بر تو مي آيد ، من مرگت را نمي خواهم "

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 20:27 توسط مرتضی |